مقاله

ما همه دیزاینر هستیم

ما همه دیزاینر هستیم

ما همه دیزاینر هستیم. ما همه در محیط زندگی مان دخل وتصرف می کنیم تا بیشتر به نیاز هایمان خدمت کند. ما انتخاب می کنیم که چه اقلامی را داشته باشیم و دوروبرمان را از چه پر کنیم. می سازیم،می خریم،مرتب میکنیم،تجدید ساختار می کنیم: همه ی این کارها یک جور دیزاین هستند. وقتی دانسته اشیاءروی میزمان یا اسباب واثاث  اتاق نشیمن خود یا خرت و پرت های توی ماشین مان را مرتب می کنیم،داریم کار [دیزاین]می کنیم. و با این کارها چیزهاوفضاهای زندگی روزمره مان را که در غیر این صورت بی هویت می بودند،به چیزها ومحل های خودمانی بدل می سازیم.با این گونه دیزاین ما ساختمان ها را به خانه،فضاها را به محل،واشیاءرا به وسائل شخصی بدل می کنیم. هر چند ما روی دیزاین خیلی از اشیا کنترلی نداریم،اما اینکه چه بخریم واز آن چگونه،کی و کجا استفاده کنیم،دست خودمان است.

وقتی نشسته اید و فکر می کنید فنجان قهوه یا مداد یا کتابی را که دارید می خوانید یا کاغذی را که می خواهید روی آن بنویسید کجا بگذارید،دارید کار دیزاین می کنید. هر چند ممکن است این ها به نظر خرده کاری و پیش پا افتاده برسند، اما ماهیت کار دیزاین در این تصمیم گیری ها حضور دارد:مجموعه ای از گزینش ها، که برخی بهتر از برخی دیگر هستند، و شاید در مجموع چندان رضایتبخش نباشد. گاهی شاید به یک تجدید ساختار اساسی نیاز باشد که طبیعتا زحمت و هزینه دارد و مهارت هایی را می طلبد،اما نتیجه اش این خواهد بود که همه ی کارها راحت تر انجام شوند. شاید اگر اثاث اتاق نشیمن از نو مرتب شود و یا میز نویی خریداری شود، فنجان،مداد،کتاب و کاغذ جای مناسب خود را پیدا کنندومحل زندگی مان از نظر زیبایی شناسی هم مطبوع تر شود. وقتی این چیز ها را سبک سنگین می کنید و تصمیماتی می گیرید، در واقع دارید کار دیزاین می کنید. علاوه بر این،مقدم بر این کارها،کارهای دیگری هم اتفاق افتاده است:مشخصا دیزاین ساختمان واتاق،انتخاب اثاث خانه و تعیین جای آنها،وجای نورها وکنترل آنها.

بهترین نوع دیزاین لزوما دیزاین یک شی یا مکان یا سازه نیست:دیزاین یک فرایند است-به شیوه ای پویا وانعطاف پذیر. خیلی از دانشجویان با گذاشتن یک تخته روی دور کابینت بایگانی میز درست کرده اند. چه بسیار دیده ایم که جعبه ها می توانند کار صندلی وقفسه کتاب را هم بکنند و یا چطور می شود با اجر و چوب قفسه ی کتاب درست کرد و قالیچه و گلیم را به دیوار آویخت. بهتر ین کارها ی دیزاین چیزی های هستند که ما برای خودمان طراحی می کنیم. این مناسب ترین شکل دیزاین است- کارکردی و زیبای شناختی. این دیزاینی است که با شیوه ی زیست شخصی ما جور می آید.

بر عکس،دیزاین اشیاءحاضر و آماده ی کار خانه ای غالبا نامناسب اند: اشیاءبا ویژگی های طراحی و ساخته می شوند که از نظر بسیاری از مصرف کنندگان دست وپاگیر و به درد نخور هستند اشیا آماده ای که خریداری می کنیم به ندرت به نیازهای ما جواب می دهند،هر چند انتظار این است که به قدر ممکن به این وضعیت نزیدک شوند. خوشبختانه ما این آزادی عمل را داریم که اقلام گوناگونی بخریم وبعد آنها را طوری کنار هم بچینیم که به بهترین نحو به نیاز های مان پاسخ دهند. اتاق های ما با شیوه یزندگی مان هماهنگ اند. وسائل شخصی  مان بازتاب شخصیت های مان هستند.

ما همه دیزاینریم-ناچاریم باشیم.دیزاینرهای حرفه ای می توانند چیزهای بسازند که جذاب اند و کارشان را خوب انجام می دهند.آنها می تواننداشیائی طراحی کنند که در همان نگاه اول یک دل نه صد دل عاشق شان می شویم.آنها می توانند محصولاتی تولید کنند که نیازهای مان را برطرف کنند،فهم آنها و استفاده از آنها آسان باشد،و کارشانرا درست همان طوری انجام که ما می خواهیم.تماشای آنها آسان باشد،و کاربردن شان لذتبخش باشد. اما از آنها چیزی شخصی چیزی که به آنها دلبستگی داشته باشیم در نمی آید.این کاری است که از هیچکس بر نمی آید جز خودمان.

وب سایت های شخصی ابزارهای نیرومندی هستندبرای اینکه آدم ها احساسات و نظرات خود را بیان کنند،با آدم های دیگر در نقاط دیگر دنیا تماس بگیرندومحفل هایی  پیدا کنند که سهم آنها را در وب می فهمند و فدر می نهند تکنولوژی های اینترنتی- مانندخبرنامه ها،فهرست های نشانی الکترونیکی و اتاق های گپ و گفت وگو-برای افراد این فرصت را فراهم می آورند که اندیشه ها،آرا و تجربه های خود را به مشارکت بگذارند. وب سایت های شخصی و وبلاگ ها جای هستند برای بیان آرای شخصی در زمینه های گوناگون اعم از هنر،موسیقی،عکاسی،وتاملات روزانه درباره ی رویدادها ی زندگی.اینها تجربه های شخصی نیرومند ی هستند که به احساسات وعواطف ما دامن می زنند. شخصی وب سایت خود را برای من این طوری توصیف میکرد:

وب سایت خودم-گاهی دلم می خواهد رهایش کنم،چون خیلی ازم وقت می گیرد،اما این وب سایت مرا در دنیا مجازی نمایندگی می کند به نحوی که من دیگر نمی توانم زندگی بدون آن را تصور بکنم.این وب سایت برای من دویت،ماجرا،سفر و ستایش،طنز و غافلگیری به همراه می آورد. یک جور واسطه ی رابطه ی من با دنیا شده است. بدون این سایت بخش مهمی از وجود من از هستی ساقط می شد.

این وب سایت های شخصی و وبلاگ ها جزءمهمی از زندگی خیلی از آدم ها شده اند. شخصی اند و در عین حال مشارکتی. عشق و نفرت بر می انگیزند. به احساسات نیزومندی دامن می زنند. حقیقتا یک جور ادامه ی نفس ما هسنتد.

وب سایت های شخصی،وبلاگ ها و سایر سایت های اینترنتی شخصی،نمونه های عالی دیزاین غیر حرفه ای شخصی هستند. آدم های زیادی مقدار متنابهی وقت و انرژی صرف نوشتن افکار خود در این وبلاگ ها می کنند و با گردآوری عکس ها،موسیقی،و ویدئوکلیپ های محبوب خود چهره ی شخصی خود را به دنیا معرفی می کنند. برای بسیاری از آدم ها، این گزاره های شخصی به چنان شیوه ی صمیمانه ای آنها را نمایندگی می کنند که تصور زندگی بدون آنها برای شان دشوار می شود-این وبلاگ ها به جزءضروری زندگی آنها بدل شده اند.

ما همه دیزاینریم-چون باید باشیم. ما زندگی مان را می کنیم،با تلخی ها و شیرنی هایش،با شکست ها و پیروزی هایش. ما دنیاهای خود را می سازیم به گونه ای که در طول زندگی مان تامین باشیم. برخی از موقعیت ها،آدم ها ، مکان ها ،و چیز ها معنای خاصی برای ما دارند و احساسات خاصی را در ما بر می انگیزند. اینها دلبستگی های ما به خودمان، به گذشته مان،و به آینده هستند. وقتی چیزی به ما لذت می بخشد، وقتی به جزئی از زندگی مان بدل می شود، و وقتی شیوه ی تعامل ما با آن کمک می کند جایگاه خود را در جامعه و در جهان بهتر توصیف کنیم، عشقی در کار است. دیزاین جزئی از این معادله است،اما تعامل شخصی کلید آن است.عشق به دست آوردنی است:وقتی اتفاق می افتد که خصوصیات یک شی آن را تبدیل به جزئی از زندگی مان کند، وقتی این شی ، خواه به خاطر زیبایی اش، رفتارش، یا تفکر بر انگیز بودنش، به رضایت خاطر ما عمیق ببخشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.