مقاله

رنگ های حسی

رنگ های حسی

رنگ هایی که ما میبینیم،بسیار تحت تاثیر احساسات ما هستند. از ابتدای دوران کودکی و از زمانی که ما اولین ادارکات رنگی خود را پیدا می کنیم، شروع به قانونمند ساختن احساساتی می کنیم که از این رنگ ها به ما می رسد و در دوران بزرگسالی نیز بسیار به کار می آید. برخی کارشناسان اعتقاد دارن که انسان از یک خرد کهن برخوردار است،که از خلال قرون پیشین و از بدو خلقت به او رسیده است. آنچه روشن است،ما حافظه ای ساز در مورد فضا، فرم،الگو ها و رنگ ها داریم.

کودکان از سن دو ماهگی ترجیح می دهند با اشیا رنگی سرو کار داشته باشند تا اشیاء غیر رنگی. وقتی بچه ها کمی بزرگتر می شوند ذهنی رنگ گرا پیدا می کنند و بیشتر جذب رنگ می شوند تا فرم. وقتی به سن بلوغ می رسند ذهن آنها عموما فرم گرا می شود اما بیشتر انسان های خلاق در طول زندگیشان رنگ گرا باقی می مانند.

درست است که بچه ها بیشتر جذب سیاه و سفید می شوند ولی در واقع آنها سیاه و سفید را ترجیح نمی دهند،فقط توجهشان را جلب می کند چون آنها قبل از آنکه رنگ ببینند، تضاد بسیار زیاد مشاهده  می کنند.از آنجا که مغز یک کودک هنگام تولد،کامل نیست؛رنگ به عنوان یک محرک، نقش مهمی در شکوفایی ذهن کودک ایفا می کند.

مطالعات مربوط به حرکت چشم که منبع توجه کودکان را ضبط می کند نشان می دهد که صرف نظر از جنسیت کودک(هر آنچه مربوط به میزان توجه بیشتر پسران نسبت به دختران شنیده اید را فراموش کنید،چون هیچ تحقیقی در تایید آن وجود ندارد)آبی و قرمز پر توجه ترین رنگ ها در هنگام کودکی هستند. رنگ این است که چرا بچه ها به رنگ توجه دارند.وقتی بچه ها بزرگتر می شوند عادات، الگوی یادگیری و انجام آنچه بزرگتر ها می گویند،رنگ درست را در ذهن آنها تشکیل می دهد.

خاطرات کودکی ما با رنگ هایی که در ذهن ما برای همیشه نقش بسته و حک شده اند،ارتباط تنگاتنگی دارد.شاید حتی ندانیم که رنگ های مرتبط با خاطراتی خاص را به خاطر می آوریم ولی ضبط صوت مغزی ما هرگز خاموش نمی شود و حتی در بزگسالی هم ما نسبت به رنگ ها به صورت منفی یا مثبت واکنش نشان می دهیم.

برای دوران قبل از بلوغ و جوانان تازه بالغ استفاده از پسوند( int )به (رنگ…)در رنگ ها بسیار مهم است،همانطور که به آنها حالت و شناخت می بخشد. در این سنین فشار همسن وسالان زیاد بوده و رنگ،راه مناسبی برای شورش است. چه راهی بهتر از این برای جلب توجه و اظهار وجود: یک موی زردو سبز؟این گروه سنی به شدت نیازمند جلب توجه است،بنابراین برای طراح و تولید کننده واجب است که نسبت به آینده مد رنگ وپیش بینی های مربوط به آن آگاه باشد،زمانی که ما بالغ می شویم بیشتر به اهمیت ابراز وجود در خودمان پی می بریم.

تمایلات،همواره نقش مهمی در انتخاب رنگ ها ایفا می کنند ولی سلایق شخصی و ترجیحات ما نیز به همان میزان مهم هستند.

پیش زمینه های فرهنگی و سنت ها، روی آموخته های کنشی و واکنش ما به رنگ نیز به همان اندازه تاثیر گذار است. مثلا عرفان هندی اعتقاد دارد سبز،رنگی است که هارمونی به ارمغان می آورد. اگر شما (یا کارفرمای شما)با این عقیده که رنگ سبز،بیانگر هارمونی است،بزرگ  شده اید، این خانواده رنگ میتواند واکنش های مثبت او را،در هر شکل و در هر مکانی که استفاده  شوند، برانگیزد. هر فرهنگی میراث منحصر به فرد خود را در زمینه نماد شناسی رنگ(سمبولیسم رنگ) دارد و هر کدام از شما، محصول محیط اطراف خود هستید پس کارفرمای شما نیز چنین فردی است. وقتی شما با گروه فرهنگی خاصی سرو کار دارید،ملزم به مطالعه و بررسی پیشینه ذهنی آن مردم، از رنگ ها در فرهنگ مربوط به خودشان،هستید. با کوچ مردم از مکانی به مکان دیگر، آنها فرهنگ خاص رنگی خودشان را نیز با خود حمل می کنند ولی برخی افراد،بسیارسعی می کنند تا با تقلید رنگ های محیط اطراف،خود را با محیط سازگار نمایند. بنابراین بهتر است این ذهنیت را نداشته باشیم که تمام مردم یک فرهنگ بخصوص،همان واکنش را نسبت به رنگ خواهند داشت.

باشکسته شدن سدها و رشد ارتباطات،همگونی بیشتری در تبادلات رنگی وجود دارد،بخصوص بسیاری از شرکت ها با توجه به تفکرات قدیمی رنگ ها(بین مردم جهان)بازارهای جهانی خود را تغییر وگشترش داده اند. مثلا در طول تاریخ سفید رنگی مرتبط با صبح در فرهنگ چین بوده است.

امروزه نه تنها سفید در همه چیز،از تی شرت گرفته تا لباس عروس مورد قرار می گیرد،بلکه در هواپیما ها نیز به همان میزان استفاده می شود. این تغییر ذائقه و سلیقه در بیشتر فرهنگ هایی که کمتر به سنت ها پایبند هستند و آماده پذیرش تغییرات هستند،بخصوص در جوانتر ها دیده می شود.

امروزه توجه فزاینده ای به رنگ های شناخته شده آمریکایی در بازار های خارجی وجود دارد وعمده دلیل آن فیلم های آمریکایی و تاثیر مضاعف صنعت موسیقی است. شبکه های جهانی،امروزه ارتباطات بنیادین گسترده تری را پایه ریزی کرده اند وگذاشته از تبادلات فرهنگ ها،یک حساسیت نسبت به رنگ در سطح جهان در حال شکل گیری است.

در میان تقابل فرهنگ ها،یکسری قوانین عمومی نیز وجود دارد که از واکنش های بشری نسبت به رنگ به وجود می آید. که عمدتا به دلیل ارتباطات و واکنش های روحی،روانی نسبت به رنگ هایی است که جهانی هستند. مثلا چرا قرمز همیشه جلب توجه می کند؟چرا در تمامی زبان ها اولین رنگی است که بعد از سیاه و سفید به کار می رود؟ارتباطات روانی که به شروع تاریخ باز می گردند،بحث ارتباط قرمز با خون و آتش را پیش می کشند که دو جزء مهم و ضروری برای بقای زندگی است.

اما قرمزی خون و آتش می تواند نشانگر خطر نیز باشد پس توجه به رنگ بسیار مهم است که پایه واکنش«بکش یا کشته می شود» و ترغیب انسان برای عمل به آن است. به مرور زمان،انسان تحت تاثیر واکنش ها نسبت به رنگ قرار گرفته است، گر چه ما نمی توانیم لزوما از رنگ قرمز فرارکنیم ولی باد به آن توجه کنیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.